تبلیغات
فتح المبین
فتح المبین
سی و یکم تیر 90

حضرات‌آیات مهدوی‌كنی‌ویزدی درتلاش برای‌وحدت‌حداكثری اصولگرایان هستند

سی و یکم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: حضرات آیات مهدوی‌كنی و یزدی در تلاش هستند كه وحدت نظر حداكثری در اصولگرایان به‌وجود بیاید.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، حجت ‌الاسلام روح‌الله حسینیان ‌در همایش مدعیان دروغین و انقلاب اسلامی كه توسط كانون فرهنگی بصیرت دانشگاه علوم پزشكی شیراز برگزار شد، اظهار داشت: مرجعیت و ولایت فقها اكمال امامت و ولایت است.
وی ادامه داد: هر فردی كه ادعا ‌‌كند منتظر است اما ولایت‌پذیر نباشد، دروغ می‌گوید‌ چراكه ائمه انتظار را با ولایت آمیخته‌اند.
این نماینده مجلس به تمایز منتظران واقعی و مدعیان دروغین اشاره كرد و ابراز داشت: منتظران واقعی همواره با امید و نشاط درخشانی به مقوله انتظار چشم دوخته‌اند و انتظار منتظران واقعی منفعل نیست بلكه فعال است.
وی اضافه كرد: منتظران واقعی همواره با ولایت و مرجعیت دینی پیوند دارند در واقع اعتقاد منتظر باید اعتقادی و‌اقعی و عمیق و پیروزی حق علیه باطل باشد.
رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی‌ خاطرنشان كرد: انتظار ظهور عدالت واقعی جزئی از جهان‌بینی اسلام است و مهدویت به عنوان یك اصل و زیربنای فكری و راهگشای بشریت مطرح شده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود ابراز داشت: اصولگرایان با مشورت جناح‌های مختلف اصولگرایی در تلاشند به یك وحدت نظریه در انتخابات نهم مجلس برسند.
حسینیان ادامه داد: اصولگراها سعی دارند با تكیه بر اصل ولایت‌پذیری، مخالفت با جریان انحرافی و امتحان خوب در جریان فتنه، وارد عرصه انتخابات شوند.
وی با بیان اینكه به زودی اصولگرایان به یك نتیجه مطلوب می‌رسند، گفت: جناح ستادهای احمدی‌نژاد و فراكسیون انقلاب اسلامی یا طرفداران حامی دولت پنج‌شنبه آینده نخستین گردهمایی جریان اصولگرایی را در تهران تشكیل می‌دهند و با صدور بیانیه‌ای مواضع و اهداف خود را اعلام می‌كنند.
وی ابراز داشت: جبهه پایداری انقلاب اسلامی به زودی شكل می‌گیرد و هدف آن نیز ساماندهی مدیریت جریان فرهنگی و انسجام هماهنگی و رابطه تشكیلاتی و نه به عنوان حزب و گروه سیاسی است.
وی ادامه داد: این دولت خدمات قابل ملاحظه‌ای انجام داده، مقابل غرب ایستاده و آرمان‌های رهبری را برآورده كرده است.
وی تصریح كرد: ما از انتخاب احمدی‌نژاد پشیمان نشده‌ایم و بابصیرت رئیس جمهور را انتخاب كرده‌ایم چراكه در خدمت‌رسانی 100 پله بالاتر از موسوی و كروبی است.
حسینیان افزود: ما از احمدی‌نژاد حمایت و از جریان انحرافی نیز دوری می‌كنیم.
حسینیان در بخشی از سخنان خود نمایندگان مجلس را سه طیف دانست و گفت: یك طیف از نمایندگان اصولگرا و وابسته به آقایان هاشمی یا رضایی و . . . هستند و از روز اول به دولت احمدی نژاد به عنوان یك دولت رقیب نگاه می كردند. طیف دیگر اصولگراهای حامی دولت هستند و طیف سوم اصلاح‌طلب‌ها هستند كه بعد از دوركاری احمدی نژاد كل مجلس یك‌پارچه موضعی مخالف احمدی نژاد داشت.
وی در مورد برخورد نمایندگان با رئیس جمهور در مجلس برای معرفی وزیر پیشنهادی ورزش و دو دو كردن آنها نیز گفت: برخورد نمایندگان مجلس نادرست بود و كسی نیز انگیزه دفاع نداشت.
رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی در مورد آخرین وضعیت اصولگراها گفت: حضرات آیات مهدوی‌كنی، یزدی و جنتی در تلاش هستند كه وحدت نظر حداكثری به وجود بیاید، البته هنوز به توافقی نرسیده‌اند علتش هم این است یك مقدار اختلاف بین مصادیق اصولگرایی وجود دارد.
وی ادامه داد: سه اصل اساسی برای اصولگرایان در نظر گرفته شده، اصل اول ولایت پذیری اصل دوم مخالف جریان انحرافی و اصل سوم دادن امتحان خوب در جریان فتنه. به طور مثال فردی در جریان فتنه سكوت كرده حالا به عنوان نماینده یك جریان اصولگرایی معرفی شده كه با اعتراض دوستان همراه شده است.
رئیس مركز انقلاب اسلامی به دیدار جریان اصلاح‌طلب با هاشمی رفسنجانی اشاره كرد و گفت: ملاقات با هاشمی توسط جریان‌های فتنه و اصلاح‌طلب قبل از واقعیت یك مانور قدرت است.
وی ادامه داد: هاشمی آدمی نیست كه به این زودی كنار بكشد و كوتاه بیاید و خود را بازنشسته كند چراكه او به دنبال تفكر خود است.
حسینیان اضافه كرد: جریان اصلاح‌طلب با این دیدارها می‌خواهند كه رهبری برای خود ایجاد كنند و برای آنها بهترین فردی كه سری در نظام و جریان فتنه دارد هاشمی است.
وی گفت: طبیعی است كه جریان فتنه از قم به تهران بیایند، با هاشمی دیدار كرده عكس بگیرند.
این نماینده اصولگرا ادامه داد: اصلاح‌طلبان در تلاشند افراد نسوخته را روی كار آورده به‌روی صحنه بكشند.
وی اضافه كرد: اصلاح‌طلبان همچنین به دنبال این هستند كه در انتخابات پیشِ‌رو افرادی را به‌روی صحنه آورند كه تا حدودی مقبولیت داشته باشند و شورای نگهبان آنان را تأیید كند.
رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: نوع انحراف مشایی از انجمن حجتیه‌ای‌ها خطرناك‌تر است.
حسینیان اظهار داشت: در ذهن و فكر مشایی برخی از انحراف‌ها و ایده‌های سروش احساس می‌شود، چراكه عدم پایبندی به ولایت و مرجعیت، استقلال فكری در مرجعیت و وارد شدن به مسائل موسیقی نشان می‌دهد انحراف او بسیار خطرناك است.
وی با بیان اینكه مبدأ فكری انجمن حجتیه و انحرافی یكی است، ادامه داد: مشایی از ابتدا عضو انجمن حجتیه بود و زمانی كه اطلاعات شكل گرفت او به وزارت اطلاعات معرفی شد.
رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد علت توقیف هفته‌نامه 9 دی گفت: برای توقیف این هفته‌نامه بهانه‌ كرده بودند كه كاریكاتور خاتمی ‌به عنوان یك روحانی منتشر شده است.
حسینیان ادامه داد: ما احساس كردیم بیشتر انتقادات در این هفته‌نامه از سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه و جریان انحرافی بود كه همین نیز موجب توقیف آن شد.




سی و یکم تیر 90

هاشمی، خاتمی و موسوی؛ عناصر تاثیرگذار بر پذیرش قعطنامه 598

سی و یکم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

http://snn.ir/pic/13900431015_2011203047e.jpgنایب رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به دلایل پذیرش قطعنامه 598، هاشمی، محمد خاتمی و میرحسین موسوی را از عناصر تاثیرگذار بر این واقعه دانست.

ملل نیوز به نقل از«خبرگزاری دانشجو» از قم، محمد اسماعیل کوثری در همایش قطعنامه 598 که عصر روز گذشته در سالن همایش های سازمان تبلیغات اسلامی قم برگزار شد با اشاره به دلایل پذیرش قطعنامه 598 از سوی حضرت امام، هاشمی، میرحسین موسوی، بهزاد نبوی و محمد خاتمی را از عوامل تاثیر گذار بر این واقعه دانست.
وی پذیرش قطعنامه 598 را نقطه عطفی در تاریخ جمهوی اسلامی ایران دانست و گفت: برای بررسی این قطعنامه باید همه وقایع جنگ 8 ساله تفسیر شود و این نکته را در نظر داشت که ما در هیچ قطعنامه ای به این مقدار پیروزی و موفقیت دست پیدا نکرده بودیم.
نایب رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به این مطلب که پس از فتح خرمشهر خاتمه جنگ ممکن نبود، خاطرنشان کرد: در آن زمان قسمتی از خاک ما دست دشمن تسخیر بود و به دشمن متجاوزی که پشت سر او دو ابرقدرت و قدرت های استکباری دیگر وجود داشتند اعتماد کردن کار درستی نبود.
نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این نکته که پس از پیروزی در عملیات والفجر 8 در سال 64 ما به اهداف و مقاصدمان در آن زمان رسیدیم، گفت: رزمندگان ما تا سال 67 و پیروزی در عملیات کربلای 5 از لحاظ امکانات و تجهیزات هیچ تغییری نکرده بودند.
وی با اشاره به مسائل نظامی و سیاسی سال 66 و تصمیم حمله از ناحیه شمال غرب به عراق که منجر به آزادسازی حلبچه شد، اظهار داشت: مقام معظم رهبری با توجه به تبعات منفی این جبهه جدید در حاشیه کتابی با موضوع دفاع مقدس نوشته بودند «عجبا! من هم مخالف رفتن به شمال  غرب بودم.»
کوثری با اشاره به گزارشی از رادیو بی بی سی پس از صدور قطعنامه 598 مبنی بر میزان هزینه های جنگ ایران و عراق، گفت: عراق مبلغ 36 میلیارد دلار در جنگ هزینه کرد و این در حالی بود که ایران  فقط مبلغ 8 میلیارد دلار هزینه جنگ کرده است.
نایب رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه با اشاره به بدهی های کشورهای عراق و ایران پس از جنگ، گفت: کشور عراق بین 70 تا 90 میلیارد دلار و ایران حتی یک دلار بدهی بالا نیاورد.
وی با تاکید بر این که اقدامات مناسبی برای حمایت از نیروهای بسیجی و مردمی ما در جبهه ها صورت نمی گرفت، اظهار داشت: نیروهای ما به مدت 3 ماه به جبهه ها اعزام می شدند که آن هم معمولا در فصول سرد سال به دلیل تعطیلی دانشگاهها و نبودن فصل زراعت و کار انجام می شد.
کوثری با اشاره به باز شدن جبهه شمال غرب و تقسیم شدن نیرو و تجهیزات با جنوب کشور و خالی ماندن خطوط دفاعی بیان داشت:  این کار باعث سقوط فاو و از دست دادن روحیه رزمندگان و ادامه سقوط جزایر حور العظیم  و شلمچه و مناطق دیگر شد.
عضو اصولگرای مجلس شورای اسلامی با اشاره به دلایل عقب نشینی از خطوط شمال غرب و کمبود نیرو خاطرنشان کرد: تازه تاسیس بودن ستاد نیروهای مسلح و عدم تمایل و حمایت وزیر ارشاد و مسئول تبلیغات جنگ آقای خاتمی و بهزاد نبوی به عنوان معاون پشتیبانی ستاد و خود شخص میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر و جانشین ستاد نیروهای مسلح منجر به حملات مکرر عراق و مسائل پس از آن شد.
وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر این که نباید مسائل فرعی با مسائل اصلی جابجا شوند، گفت: بحث انتخابات مجلس سوم در آن زمان بیش از مسئله جنگ مطرح بود که باعث عدم اقبال خیلی از افراد به حضور در جبهه ها و کمبود نیرو شد.
کوثری با اشاره به نقش آقای هاشمی در پذیرش قطعنامه 598  به عنوان جانشین فرمانده کل قوا، اظهار کرد: نامه فرمانده سپاه به درخواست هاشمی مبنی بر هزینه اتمام جنگ که مبلغی بالغ بر 3 و نیم میلیارد دلار بود و صحبت های خاتمی به عنوان مسئول تبلیغات که گفته بود هیچ روحیه ای برای ادامه جنگ در نیروها وجود ندارد، تاثیر بسزایی در نظر امام(ره) داشت.
نایب رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه افزود: میرحسین موسوی نیز به عنوان رئیس دولت گفته بود که من حتی یک دلار هم نمی توانم به جبهه های جنگ کمک کنم.
وی با تاکید بر این که با همان توان مالی ادامه جنگ ممکن بود، افزود: بزرگترین مشکل ما در آن زمان بزرگتر و پررنگ تر جلوه دادن مسائل داخلی کشور به جای مسائل جنگ بود که منجر به اتفاقات بعدی شد.
کوثری با اشاره با عدم کمبود روحیه نیرو و اقبال نیروهای مردمی به ادامه دفاع در مقابل کشور متجاوز عراق، گفت: بیشترین حضور نیرو در جبهه ها از ابتدای جنگ تا پس از پذیرش قطعنامه، پس از اعلام آیت الله خامنه ای در نماز جمعه برای حضور در جبهه ها و همچنین سفارش امام جمعه های دیگر شهرها بود که باعث حیرت و شگفتی فرماندهان جنگ در آن زمان شد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی  با اشاره به زمان امام علی(ع) و تاکید بر این که اگر نیروهای مردمی در صحنه حضور نداشته باشند؛ ولایت و ولی امر مسلمین نمی تواند به تنهایی کاری را انجام دهد، گفت: درصورتی که نیروهای مردمی در صحنه حضور داشته و ولایت حضور نداشته باشد، نیز کاری از پیش نخواهد رفت.
وی در پایان با اشاره به فتنه 88 و نقش به موقع مردم در دفاع و حمایت مردم از نظام اسلامی و ولایت فقیه، خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) بارها فرموده بودند که امت من به مراتب بهتر از امت صدر اسلام است.




سی و یکم تیر 90

رسانه‌های جهان درباره زندان ابو غریب چه نوشتند؟

سی و یکم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

 

بسیاری از رسانه‌های غربی و آمریكایی با وقاحت تمام تصاویر و گزارش‌هایی از فجایع ابوغریب منتشر كرده و برای تبیین مستند بودن آنها نام و نشان نظامیان و شماره پرونده جنایات را هم درج می‌كردند.

ملل نیوز به نقل از فارس :به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الشرقیه، زندان ابو غریب از جمله زندان‌های بسیار مخوفی است كه فجایع بوقوع پیوسته در آن جهان را به وحشت انداخت، در مجموعه مطالبی كه تحت عنوان "زندان ابو غریب " ارائه خواهد شد، به معرفی هرچه بیشتر این زندان خواهیم پرداخت.


جنایات بوقوع پیوسته در زندان ابو غریب چنان وحشتناك بود كه بسیاری از رسانه‌های جهان اقدام به چاپ و انتشار آن در روزنامه‌ها و مجلات و سایت‌های خود كردند.

قسمت سوم این مطلب خدمت خوانندان محترم ارائه می شود:

* جسد متلاشی شده یك شهروند عراقی

- در گزارشی از روزنامه "واشنگتن پست " این روزنامه تصاویری از یك زندانی عراقی منتشر كرد كه در آن بدن وی تكه تكه شده و بر روی زمین به حال خود رها شده بود، این تصویر نشان می‌داد كه صورت این زندانی زخم‌های عمیق برداشته و خون تمام سر و سینه و بازوی چپش را فراگرفته بود.. همچنین بینی‌اش و دنده‌هایش شكسته و دست راستش قطع شده بود.

* گرفتن تصاویر یادگاری بر تلی از اجساد زندانیان عراقی

همچنین این روزنامه تصویری از یك نظامی آمریكایی منتشر كرد كه بر تلی از اجساد زندانیان عراقی ایستاده و سیگار بر لب لبخند می‌زند.. یا تصویری از زنی عراقی كه برهنه در برابر جلادانش ایستاده بود تا مورد شكنجه قرار گیرد.

* اثبات مستند بودن عكس‌ها و تصاویر

اما نكته جالب و در عین حال بسیار مهم این كه واشنگتن پست برای این كه ثابت كند، عكس‌های منتشره مستند و حقیقی است، اقدام به نشر تصاویری از شناسنامه این نظامیان و افسران و شماره پرونده‌های این اسناد كرده بود تا ثابت كند، این تصاویر حقیقت داشته و زاییده توهم و خیال نیست.

* نظامیان آمریكایی صرفا به دستورات مافوق خود عمل می‌كردند

سپس این روزنامه آمریكایی تاكید می‌كند: این نظامیان به این شیوه شكنجه دادن زندانیان عراقی برای گرفتن اعتراف از آنها خو گرفته‌اند و به نقل از یكی از وكلای مدافع این نظامیان كه متهم به ارتكاب جنایات ضد بشری شده می‌نویسد: این نظامیان و افسران آمریكایی قربانی اهداف و نیات مسئولان و مقامات بلند پایه وزارت دفاع و اطلاعات آمریكا شده و به جای آنها باید این مقامات محاكمه شوند، چون آنها صرفا اوامر فرمانده‌هان مافوق خود را اجرا می‌كردند.

* دست زدن به هر عمل ناشایست برای شكنجه دادن زندانیان

- روزنامه نروژی "داگبلادیت " در 25 آوریل 2003 یا پس از اشغال عراق توسط نظامیان آمریكایی تصویری از زندانیان عراقی منتشر كرد كه برهنه شده و درحالی كه بر روی بدن‌هایشان كلمات و جملات ناشایست نوشته شده بود، توسط نظامیان آمریكایی به سلول‌های خود هدایت می‌شدند.

* تاكید نیویورك تایمز بر مستند بودن تصاویر

- سه روز پس از انتشار این عكس در روزنامه "داگبلادیت " روزنامه آمریكایی نیویورك تایمز با تایید صحت خبر مندرج درباره تصویر فوق ومستند بودن عكس نوشت كه تمام لباس‌های این زندانیان توسط نظامیان آمریكایی سوزانده شده بود.

* زیر تانك گرفتن كودكان از جمله ماموریت‌های نظامیان آمریكایی

- روزنامه "لومانته " فرانسه مصاحبه‌ای را در می 2004 منتشر می‌كند كه توسط همین روزنامه با "جیمی ماس " افسر آمریكایی حاضر در عراق انجام داده و ماس در این مصاحبه از جنایات وحشیانه نظامیان آمریكایی سخن گفته بود: از جمله تعلیماتی كه به ما داده بودند، این بود كه اسباب‌بازی‌ها یا خوراكی‌هایی را جلوی درب مدارس عراقی بیاندازیم و هنگامی‌كه این كودكان عراقی بر برداشتن این اسباب‌بازی‌ها یا خوراكی‌ها تجمع می‌كردند،‌ آنها را با تانك زیر می‌گرفتیم.

* بسیاری از زندانیان ابو غریب شهروند عادی بودند

گزارش‌های بیشماری كه ذكر آنها در حوصله این مقال نمی‌گنجد و برای نمونه به ذكر چند مورد از آنها اكتفا شد و جالب آن كه تحقیقاتی كه پس از فجایع ابو غریب با زندانیان عراقی این زندان انجام شد، نشان داد كه اكثر زندانیان زن و مرد ابو غریب نه ارتباطی با مقاومت عراق داشتند و نه در عملیات مسلحانه‌ای علیه نظامیان آمریكایی شركت كرده بودند و بسیاری از آنها طعمه گروه‌ها و باندهای جنایتكار یا بازماندگان بعثی رژیم سابق شدند و تحت عنوان اقدام علیه نظامیان آمریكایی یا وابسته بودن به مقاومت اسلامی عراق به نظامیان آمریكایی معرفی شده و بازداشت شده بودند.




سی و یکم تیر 90

آقای خاتمی!گفتید«می دهم بیرونتان کنند»

سی و یکم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

دانشجویانی که امروز پای صحبت خاتمی نشسته اند خاطره 7 سال قبل را به یاد نیاورند كه وی برخلاف ژست زنده باد مخالف من گفته بود«می دهم بیرونتان کنند»...

فرا پرس به نقل از ملل:با نزدیک شدن به انتخابات و گرم شدن فضای انتخاباتی ، جنب و جوش افراد و گروهها برای حضور در این آوردگاه تشدید می شود. در این راستا سیدمحمد خاتمی که هنوز خود را پرچمدار جبهه اصلاحات می داند نیز هر از چندد گاهی ضمن اعلام «مواضع دوگانه» سعی دارد با ارسال پالسهایی به جامعه خود و حامیان خود را در درون نظام تعرف کند. اما از سویی به گونه ای طرح موضوع می کند که اپوزیسیون و دست اندرکاران فتنه و احزاب منحله‌ای که سابقا در درون حاکمیت تعریف شده بودند اما اکنون باید آنان را در قالب «برانداز» تعریف کرد از وی دلسرد شوند.

اگر حرف خاتمی را بپذیریم باید به امام نیز اعتراض کنیم!
از این رو وی طی چند روز گذشته در دیداری که با عده‌ای از دانشجویان استان فارس داشت این سناریو را با تاکتیک خاصی ادامه داد. وی در این جلسه نیز طبق معمول سخنرانی‌های خود موضوع قانونگرایی را مطرح کرده و می‌گوید: «اگر گفته می شود که مردم باید حاکم باشند یعنی همه مردم با همه سلایق و در چارچوب نظام و متعهد به همین قانون که حتی ممکن است به آن انتقاد هم داشته باشند آزاد باشند وحضورشان در جامعه و در عرصه سرنوشت بی مانع باشد»
چنانچه بخواهیم این نظریه را بپذیریم فرد یا افرادی که به خود قانون حاکم بر جامعه اسلامی به قول خاتمی انتقاد دارند ( شما بخوانید قبول ندارند) حق دارند با استناد به همین قانون بر سرنوشت مردمی که در این نظام زندگی می کنند حاکم شوند.
همانگونه که امام راحل و بعد از ایشان مقام معظم رهبری بر این موضوع تاکید داشتند کسی را نمی‌توان ار حق شهروندی خود به صرف اینکه منتقد و معترض است محروم کرد اما حاکم شدن او بر سرنوشت مردم موضوع دیگری است که آقای خاتمی این دو را با هم خلط می کند. بر اساس این اندیشه خاتمی، اکنون ما باید متعرض بنیانگذار انقلاب شویم که چرا اجازه ندادند مسعود رجوی (به بهانه اینکه به قانون اساسی رای نداده بود) کاندید ریاست جمهوری شود.

تحریف خاطره ای که خیلی دور نیست
خاتمی در ادامه سخنان خود با اشاره به حدیث امیرالمومنین مبنی بر لزوم ستاندن حق مظلوم از ظالم به آخرین سخنرانی خود در جمع دانشجویان در کسوت ریاست جمهوری اشاره می کند و آن را از بهترین خاطرات خود می خواند و می گوید: «یکی از بهترین خاطرات من سال ٨٣ بود که در دانشگاه تهران به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی و دومین مقام کشور صحبت می کردم و دانشجویان اعتراض های تندی کردند. و من مطمئن بودم جوانی که بلند شده و اعتراض می کند ذره ای نگران نیست که بیرون از این در با او برخورد خواهد شد. گرچه ما می خواستیم همه کشور و ارگانها و نهادهای صاحب قدرت اینگونه باشند.»
در آن نشست بعد از شعارهای برخی دانشجویان که سابقا حامی وی بودند و حال علیه او شعار می دادند با عصبانیت فریاد زد که «می دهم بیرونتان کنند» بر خلاف ادعای خاتمی او حتی نتوانست ژ‍ست زنده باد مخالف من را در حین سخنرانی نگهدارد و اینگونه از کوره در می رود. شاید خاتمی فکر می کند دانشجویانی که امروز پای صحبت وی نشسته اند خاطره 7 سال قبل را به یاد نیاورند وگرنه این ماجرا را که باعث شد وی تا آخر ریاستش در جمع دانشجویان حاضر نشود به عنوان مایه افتخار خود مثال نمی زد.

انتخاباتی آزاد است که خروجی‌اش ما باشیم
در ادامه رئیس دولت اصلاحات بار دیگر بحث انتخابات آزاد را پیش می‌کشد و می‌گوید: انتخابات حق ما است و اگر اعتراض داریم کسی حق ندارد انتخابات آزاد را از مردم بگیرد»
واقعا چه برداشتی از این جمله خاتمی باید داشت. این جمله را می‌توان اینگونه ترجمه کرد که حق ماست که در انتخابات شرکت کنیم و اگردیدیم به نفع ما بود که دوم خرداد را راه می‌اندازیم واگردیدیم نتیجه علیه ماست حتما انتخابات آزاد نبوده است.
آیا به راستی می توان انتخاباتی آزادتر از انتخابات سال 88 را در تاریخ جمهوری اسلامی به یاد آورد. انتخاباتی که همه طیفهای جامعه به نوعی در آن کاندید داشتند. تبلیغات پرهیجان اتنخاباتی که جوانان را به خیابانها کشانده بود و در هر میدان دو گروه جوانان با شعارها و تیبهای متفاوت را میشد مشاهده کرد که هر کدام به یک کاندید تمایل داشتند، مناظره های بی سابقه وشفاف شخص کاندیداها، امکان حضور ناظران کاندیداها در تمام مراحل رای گیری و شمارش آرا (که تا قبل از آن سابقه نداشت)، اعلام تعداد آرای تک تک صندوقها و بازشماری ده درصد صندوقها جلوی دوربینهای تلویزیونی (برای اولین بار)، دعوت از ستاد کاندیداها برای اعلام شکایات و اعتراض‌هایشان، و غیره . اگر انتخابات فوق را با این مشخصات آزاد ندانیم پس چه انتخاباتی آزاد است. اما سوال از خاتمی این است که شیوه مواجهه شما با این انتخابات با مولفه های فوق چه بود. غیر از این است که به این افتخار بی نظیر ملی و مایه افتخار نظام چنگ زدید . شمایی که حتی حاضر نیستید رسما از فتنه گران و اغتشاشگران برائت بجوید با کدام تضمین می خواهید وارد انتخاباتی دیگر شوید و بار دیگر با مشخص شدن شکستتان فتنه جدیدی را آغاز نکنید.




بیست و نهم تیر 90

فاطمه رجبی: تفكر انحرافی به دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی برمی‌گردد

بیست و نهم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

فاطمه رجبی: تفكر انحرافی به دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی برمی‌گردد

یک فعال سیاسی با بر شمردن ابعاد مختلف عدالت اجتماعی در دولت هاشمی رفسنجانی، گفت: ایجاد یک تفکر انحرافی در عرصه های سیاسی و اقتصادی به نوع بینش هاشمی و مدیران او بر می گردد.

به گزارش رجانیوز، فاطمه رجبی در گفتگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به بحث عدالت اجتماعی در دوران هاشمی رفسنجانی گفت: در دوران هاشمی رفسنجانی تنها شخص هاشمی فکر یا برنامه ای را ارایه می داد و دیگران ناچار به اجرای آن بودند.

* خطبه های هاشمی ۴ سال اول دولتش درباره عدالت اجتماعی یك جریان سازی فكری انحرافی بود

رجبی تاکید کرد: بحث عدالت اجتماعی که در چهار سال نخست دولت هاشمی مطرح می شد به عقیده بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی، یک جریان سازی فکری انحرافی و در واقع طرح اندیشه اسلام التقاطی بود.

وی افزود: اسلام التقاطی خلاف اسلامی بود که امام (ره) بر پایه کتاب، سنت، شریعت و تشیع راستین مطرح می کردند و آن چیزی که در دولت میر حسین موسوی و بعد از آن در دولت هاشمی اجرا شد منطبق بر اندیشه اسلام التقاطی بود.

رجبی تصریح کرد: عدالت اجتماعی از دیدگاه هاشمی رفسنجانی در اقتصاد منهای دین خلاصه می شود که در واقع همان اقتصاد لیبرالی و اقتصاد سرمایه داری است.

وی با بیان اینکه نتیجه عدالت اجتماعی مورد نظر هاشمی به وجودآمدن یک اکثریت فقیر و یک اقلیت غنی در جامعه است خاطر نشان کرد: به دنبال اجرای طرح های مورد نظر هاشمی، فساد اقتصادی گسترده ای در حاکمیت ایجاد شد که در ادامه به لایه های اجتماعی نیز سرایت کرد اما نکته مهمتر تبعیض های گسترده ای بود که به صورت ایجاد طبقه آقازاده ها، اشراف و رانت خواران متبلور شد.

رجبی گفت: نتیجه نهایی این امر، انحراف و تباهی مبانی و اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی در حاکمیت بود که در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شاهد آن هستیم.

وی اظهار داشت: هاشمی برای بسط حاکمیت و تئوری خود حتی امیرالمومنین (ع) را به عنوان ثروت اندوز کلان معرفی کرد.

وی خاطر نشان کرد: اسلام التقاطی نه تنها هیچ نتیجه مثبتی برای مردم به همراه نداشت بلکه باعث شد فقر و فساد و تبعیض آنچنان بر فضای کشور حاکم شود که حتی در هشت سال دولت اصلاحات نیز این مشکل پابرجا بماند.

* موسوی به جای هماهنگی با امام و رئیس جمهور، كارهایش را با هاشمی هماهنگ می كرد

وی با اشاره به پیروی دولت میر حسین موسوی از نظریات هاشمی عنوان کرد: در خاطرات خود هاشمی نیز به وضوح مشخص است که موسوی نه با رئیس جمهور و نه با امام (ره) بلکه با هاشمی که در آن زمان ریاست مجلس را بر عهده داشت هماهنگ بوده و در برنامه ریزی ها تصمیم سازی ها و حتی عزل و نصب ها از هاشمی تبعیت می کرده است.

رحیمی تصریح کرد: اسلام التقاطی که در دولت میرحسین در عرصه های اقتصاد، فرهنگی و سیاست مطرح می شد متاثر از نوع رویكردها و گرایشات هاشمی بوده است.

وی ادامه داد: اقتصاد بسته دولت میر حسین در دولت هاشمی به یکباره به یک اقتصاد باز لیبرالی مبدل شد و بهانه اجرایی این امر نیز مسائلی از قبیل بازسازی مناطق جنگی و کارهای بر زمین مانده است.

* ایجاد تفكر انحرافی به بینش هاشمی و مدیرانش بر می گردد

رجبی تاکید کرد: ایجاد یک تفکر انحرافی در عرصه های سیاسی و اقتصادی به نوع بینش هاشمی و مدیران او بر می گردد که معتقد بودند عدالت باید به صورت ایجاد طبقه های اجتماعی مثل طبقه سرمایه دار و طبقه فقیر در جامعه ایجاد شود.

وی گفت: برنامه های فکری هاشمی برای کشور داری متاثر از مدل توسعه غربی و اروپایی است.

رجبی افزود: تمام اختلاف امام (ره) با شاه این به این علت بود که شاه قصد داشت الگوی منحط غرب را جایگزین الگوی اسلامی ما کند و متاسفانه هاشمی نیز از همان الگوی اشتباه بهره برد.

وی تصریح کرد: هاشمی با به کار گیری یک جریان فکری طرز تفکری اشرافی را در خانواده خود و مدیران تحت امرش حاکم کرد که نتیجه این امر حاکمیت اشراف، ثروت اندوزان و مفسدان بر کشور بود.

رجبی با استناد به اخبار موثق و اسناد تایید شده درباره طرز تفکر اشرافی هاشمی تصریح کرد: من در تمام مقالات خود علیرغم استفاده از لحن صریح در نقد سیاست های هاشمی هرگز به استفاده از اخبار پنهان و شایعات رو نیاورده ام و تنها موارد مشخصی را که رسانه ای شده و به اثبات رسیده اند مطرح کرده ام.

وی افزود: از جمله این مسائل می توان به تخلف بارز مهدی هاشمی در قضیه کرسنت و همچنین حضور خانواده هاشمی در جمع فتنه گران برانداز نظام اشاره کرد.




بیست و نهم تیر 90

بهترین خاطره خاتمی درسال 83

بیست و نهم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

محمد خاتمی در دیدار با دانشجویان اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز به جدال لفظی با دانشجویان در سال 83 یکی از بهترین خاطرات خود خواند.رئیس دولت اصلاحات در جمع دانشجویان انجمن فرهنگ و سیاست شیراز گفت:« یکی از بهترین خاطرات من سال ٨٣ بود که در دانشگاه تهران به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی و دومین مقام کشور صحبت می کردم و دانشجویان اعتراض های تندی کردند. و من مطمئن بودم جوانی که بلند شده و اعتراض می کند ذره ای نگران نیست که بیرون از این در با او برخورد خواهد شد. »

فرا پرس به نقل از کلمه:آنچه در متن اتفاقات 16 آذر 83 در دانشگاه تهران میان خاتمی و دانشجویان اتفاق افتاد تنها از جنس تهدید به اخراج دانشجویان از جلسه توسط خاتمی و هوکردن رئیس شورای عالی امنیت ملی زمان اصلاحات توسط دانشجویان بود.

در مراسم روز دانشجو در دانشكده‌ فنی دانشگاه تهران سال 83 و در میان صحبت‌های رئیس جمهوری وقتی عده‌ای با هو كردن، صحبت‌های وی را قطع می كردند، رئیس جمهوری بر افروخته شد و گفت:«این خلاف دموكراسی است این چه وضعی است كه ایجاد كرده‌اید، مگر شما چند نفر هستید كه هو می‌كنید، كاری نكنید كه بگویم بیرونتان كنند، آدم باشید، گوش بدهید و تحمل كنید.»

گفتنی است در مراسم سال 83 حتی زمانی که نماینده تشکل حامی خاتمی و دوستانش در انجمن اسلامی دانشكده فنی دانشگاه تهران به عنوان نماینده آخرین تشكل برای بیان دیدگاههای خود به پشت تریبون فرا خوانده شد. عده‌ای از دانشجویان شعار دادند: «‌ خاتمی...، رای ما رو پس بده، خاتمی ... مقصر خیانت، خیانت.»

در میان صحبت های رئیس دولت اصلاحات وقتی عده‌ای با هو كردن صحبت‌های وی را قطع می كردند، خاتمی بر افروخته گفت:«شمایی كه هنوز به قدرت نرسیده تحمل دیگران را ندارید، خدا كند به قدرت نرسید.»

خبرگزاری ایسنا که وابسته به جهاد دانشگاهی از ارگانهای پیرو دولت اصلاحات بود در این ضمینه نوشت:خاتمی در آن جلسه حامیان تندرو دانشگاهی خود را عده ای منحرف دانست و به آنها گفت:« در همه چیز انحراف ایجاد كرده‌اید اینجا هم نمی‌گذارید حرفی زده شود.»

جالب آنکه در مراسم 16 آذر 83 خاتمی که با شعارهای تند دانشجویان که خواستار پاسخگویی وی بودند، روبه رو شد به حالت قهر مراسم را ترک کرد.

سئوال اینجاست آیا خاتمی دچار آلزایمر تاریخی شده یا اتفاقی دیگر در آن جلسه رخ داده که موجب مسرت و به یادماندنی شدن آن اتفاقات در ذهن سید محمد خاتمی شد.

گفتنی است انجمن فرهنگ و سیاست شیراز که از طیف های نزدیک به علی محمد دستغیب و مسجد قبای شیراز هستند، در آستانه انتخابات مجلس در اسفند ماه در قالب اردوهای تابستانی خود به صورت جداگانه پیش از خاتمی با آقای هاشمی و آقای هادی خامنه ای دیدار داشتند.




بیست و هشتم تیر 90

انحلال«مجاهدین»و«مشاركت»اعلام شده

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

دبیر كمیسیون ماده ۱۰ احزاب با اشاره به بحث فعالیت دو حزب منحله "مشاركت " و "مجاهدین انقلاب " گفت كه این دو حزب رسما توسط دادگاه منحل شده‌اند و این موضوع از طریق رسانه‌ها به اطلاع مردم و نهادها رسیده است.

محمود عباس‌زاده مشگینی دبیر كمیسیون ماده ۱۰ احزاب درباره "ادامه فعالیت احزاب منحله مشاركت و مجاهدین انقلاب از نظر قانون "، به خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت كه این دو حزب، رسما توسط دادگاه منحل شده‌اند.

امروز سه‌شنبه یكی از نشریات اصلاح‌طلب در بخشی از گفت‌وگویش با سخنگوی شورای نگهبان كه تصریح كرد "در قانون، تنها گروه‌ و جناح‌های ممنوع، گروه‌های ضدانقلاب یا احزاب منحله هستند "، سؤالی در خصوص قرار داشتن یا نداشتن حزب مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب در فهرست این گروه‌ها پرسیده كه عباسعلی كدخدایی در پاسخ به آن گفته است: "نمی‌دانم؛ اگر قانون اینها را منحل اعلام كرده، منحله هستند وگرنه نیستند ".

به گزارش فارس، كدخدایی در پاسخ به سؤال دیگر نشریه مذكور، مبنی بر اینكه به شورای نگهبان اعلام شده كه این دو حزب اصلاح‌طلب منحل شده‌اند؟ اظهار داشته است: "رسما چیزی به ما اعلام نشده است ".

اما عباس‌زاده مشگینی می‌گوید كه "انحلال دو حزب فوق‌الذكر، رسما طبق قانون در روزنامه‌های كثیرالانتشار برای اطلاع عموم و نهادها آگهی شده است ".




بیست و هشتم تیر 90

سبزها از تروریست ها حمایت کردند

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

عملیات موفقیت آمیز و غافلگیركننده سپاه پاسداران در سركوب تروریست های پژاك با خشم و عصبانیت بخش هایی از حامیان فتنه آمریكایی -اسرائیلی 88 مواجه شد.

در حالی كه سپاه طی دو روز عملیات هوشمند موفق شد، منطقه شمال غرب كشور را تقریبا به طور كامل از وجود تروریست ها پاكسازی كند، سایت های حامی فتنه سبز از صبح دیروز ریختن اشك تمساح برای اشرار به هلاكت رسیده را آغاز كردند.

فرا پرس به نقل از کلمه: هخبرگزاری هرانا كه مستقیما توسط عوامل منافقین اداره می شود و در دو سال گذشته نقشی جدی در حمایت از امثال موسوی، خاتمی و كروبی داشته دیروز در خبری از «حاكم شدن جو امنیتی» در غرب ایران خبر داد.
هرانا كه دارای ارتباطاتی تعریف شده و هماهنگ با گروهك هایی چون جندالشیطان و پژاك است مدعی شد نیروهای سپاه با استقرار در روستاها مانع از تردد اهالی می شوند.

این در حالی است كه اطلاعات موثق نشان می دهد عملیات سپاه اساسا در بخش های غیرروستایی منطقه شمال غرب انجام شده است. گفتنی است سایت هرانا توسط عواملی اداره می شود كه در پروژه امنیتی موسوم به گرداب ضربات مهلكی از سپاه دریافت كردند.
در همین حال رادیو فردا ارگان سازمان سیا هم كه دائماً در حال انتشار گزارش هایی در حمایت از فتنه گران است در گزارشی تروریست های پژاك را «مخالفان نظام ایران» خواند كه با توپخانه مورد هجوم قرار گرفته اند.

حمایت جریان فتنه از تروریست ها البته مسبوق به سابقه است بویژه كه میرحسین موسوی تاكنون چندین بار با صدور اطلاعیه هایی برخورد نظام را با تروریست هایی كه دست به كشتار زنان و كودكان بی گناه زده بودند، محكوم كرده است!




بیست و هشتم تیر 90

وقتی نوری‌زاده با دروغ‌هایش امریكایی‌ها را هم سر كار می‌گذارد

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

بر اساس یك سند منتشر شده در پایگاه اینترنتی ویكی‌لیكس، علیرضا نوری‌زاده كه در شبكه صدای امریكا از او به‌عنوان كارشناس یاد می‌شود اما حتی بینندگان شبكه‌های ماهواره‌ای نیز او را به دروغ‌گویی و آسمان و ریسمان بافتن می‌شناسند، با ناظر امور ایران در سفارت امریكا در لندن گفت‌وگو كرده و با داستان‌هایش امریكایی‌ها را هم سر كار گذاشته است.

فرا پرس به نقل از کلمه:تاریخ این سند 13 اسفند 87 (03/03/2009) یعنی حدود سه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم است و نوری‌زاده در ملاقات با ناظر امور ایران در سفارت آمریکا در لندن (London Iran Watcher) ادعای خنده‌داری را مطرح كرده و گفته است كه "هرچند احمدی نژاد شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات دارد اما آیت‌الله خامنه‌ای در حال بررسی کاندیداتوری سرلشکر "رحیم صفوی" است تا فرمانده سابق سپاه به عنوان کاندیدای ارجح ایشان در انتخابات خردادماه شرکت کند."

وی مدعی است که این اطلاعات را از یک منبع ناشناس در دفتر رهبری دریافت کرده است. این عنصر شبکه‌های ضدانقلاب افزوده است: "آیت‌الله خامنه‌ای به اشخاص معدودی خارج از بیت یا ستاد شخصی خود اعتماد دارد و در حال حاضر خبر بررسی رحیم صفوی توسط ایشان به خارج از بیت رهبری درز نکرده است."

نوری‌زاده همچنین به نقل از همان منبع ادعایی بی‌نام و نشان در مورد "علی اکبر ولایتی" نیز ادعا کرده كه "ولایتی به عنوان مشاور امور خارجی آیت‌الله خامنه‌ای همچنان مورد اعتماد ایشان است و نقش کلیدی در هرگونه تماس احتمالی با آمریکا ایفا خواهد کرد اما اکنون به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مورد حمایت رهبری ایران قرار ندارد."

این سند می‌افزاید: "نوری‌زاده با وجود ادعاهای خود همچنان معتقد است که احمدی نژاد از شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات برخوردار است. نوری‌زاده، قدرت احمدی نژاد در انتخابات را وابسته به چند عامل از جمله کنترل پروسه
رأی‌گیری، محبوبیت او در نحوه برخورد با موضوع هسته‎ای و چهره پوپولیستی رئیس جمهور دانسته است."

ادعای نوری‌زاده در مورد حمایت از كاندیداتوری سردار صفوی آن‌هم به نقل از منابع بی‌نام و نشان در حالی است كه اصولاً‌ امورات فردی مانند وی از همین داستان‌سرایی‌ها می‌گذرد و ظاهراً افرادی نیز از داخل ایران با ادعای ارتباط با محافل تصمیم‌گیر در نظام، وی را سر كار گذاشته و او را كاملاً‌ بی‌اعتبار كرده‌اند.

افشای ماجرای نفوذ مدحی در پروژه "دولت در تبعید" نیز نشان می‌دهد كه نوری‌زاده و افرادی مانند او برای اینكه تاریخ مصرف‌شان نزد غربی‌ها تمام نشود، به‌سرعت فریب می‌خورند و علاوه بر داستان‌هایی كه مجبورند به‌طور روزانه از اخبار محرمانه داخل ایران بسازند و در شبكه‌های ضد انقلاب و جلسات خصوصی ارائه كنند، برای پر كردن خلأ ارتباطی خود با منابع داخل مطلع ایران، به‌سادگی فریب می‌خوردند.

اما نكته جالب‌تر در این میان، عقب‌ماندگی سیستم‌های جاسوسی امریكا از تحلیل تحولات ایران و دست به دامن شدن آن‌ها به افرادی مانند نوری‌زاده است كه بینندگان شبكه‌های ماهواره‌ای در ایران نیز او را جدی نمی‌گیرند.




بیست و هشتم تیر 90

خان(گفت و شنود)

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

گفت: مقامات آمریكایی به طور تلویحی اعتراف كرده اند در انتخاب سران فتنه دچار اشتباه شده و به افرادی كه در میان مردم پایگاهی نداشته اند امید بسته بودند.
گفتم: هركس دیگری هم كه زلف خود را به آمریكا و اسرائیل و انگلیس گره بزند، مثل سران فتنه با نفرت و انزجار مردم روبرو می شود.
گفت: سایت های حامی سران فتنه از این اظهارنظر مقامات آمریكایی حسابی برآشفته اند و یكی از كاربران فیس بوك نوشته است، یعنی آقایان موسوی و خاتمی و كروبی هیچ نقطه مثبتی نداشته اند؟!
گفتم: یكی از خان ها مرده بود و سخنران مراسم ختم از مباشر خان پرسید؛ چطور است از خط زیبای خان تعریف كنم؟ و مباشر گفت؛ حرفش را نزن كه خطش به خرچنگ قورباغه معروف بود. سخنران گفت؛ در وصف سخاوتش چی؟ و مباشر گفت؛ آنقدر خسیس بود كه نگو و نپرس و... بالاخره سخنران، بعد از چند پرسش و پاسخ، از مباشر پرسید پس در وصف او چه بگویم؟ و مباشر فكری كرد و گفت؛ شاید همان خط خرچنگ قورباغه خان بیشتر از بقیه خصوصیاتش قابل تعریف باشد!




بیست و هشتم تیر 90

جام زهر قطعنامه 598 و فتنه 88

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

23 سال از پذیرش قطعنامه 598 می گذرد. رویداد مهم ودر عین حال ابهام آمیزی که از سوی معمار کبیر انقلاب به نوشیدن جام زهر تشبیه شد.

شورای امنیت سازمان ملل در 30 تیر ماه 1366 قطعنامه 598 را صادر کرد. عراق در همان روزهای اولیه صدور، آن را پذیرفت، اما ایران این مساله را به مدت یك سال مسکوت گذاشت تا اینکه در نهایت جام زهر نوشانده شد و شد آنچه که خلاف میل باطنی امام واز زهر کشنده تر برای ایشان بود.

فرا پرس به نقل از کلمه:اعتقاد رهبر انقلاب بر این بود که اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد، ما مرد جنگیم. استراتژی امام "جنگ جنگ تا رفع فتنه" از جهان بود. امام با امت پیمان بسته بود که تا آخرین قطره خون و تاآخرین نفس بجنگد. اما بنا بر چه مصالحی و برای خاطر چه حوادثی امام جام زهر را سرکشید و مواضع چند روز قبل خود را تغییر داد؟ "من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع ومواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آنها فعلا خودداری می کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور -که من به تعهد ودلسوزی آنها اعتماد دارم- با قبول قطعنامه موافقت نمودم." (پیام جام زهر)

تفاسیر مختلفی از علل پذیرش قطعنامه ارایه شده: گفته می شود جنگ و تهاجم بیگانه از فاز نظامی به فاز سیاسی تغییر پیدا کرده است و باید دفاع هم متناسب با آن به فضای سیاسی کشیده شود. یا اینکه می گویند پذیرش قطعنامه برای امام از زهر کشنده تر بود، چون امام نفاق استکبار جهانی را می دید که از یک‌سو از متجاوز دفاع کرده و به اوکمک می کند، و از سوی دیگر چهره ای صلح طلب در عرصه جهانی می گیرد، در حالی که خون هزاران شهید در کشور حاصل جنگ طلبی و تهاجم آنها بر زمین ریخته است. اما در این میان، سخنان رهبر معظم انقلاب از آن روزها شنیدنی و متقن است:

"پذیرش قطعنامه از سوی امام به خاطر این فشارها نبود. قطعنامه از طرف امام به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولین آن روز امور اقتصادی کشور، مقابل روی او گذاشتند که کشور نمی کشد و نمی توان جنگ را با این همه هزینه، ادامه داد! امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن هم نبود؛ به خاطر تهدید امریکا هم نبود؛ به خاطر این نبود که امریکا ممکن است در جنگ دخالت کند، چون امریکا قبل از آن هم در جنگ دخالت می کرد. وانگهی اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می کردند، امام رضوان الله علیه کسی نبود که رو برگرداند. بر نمی گشت! آن یک مساله داخلی بود، مساله دیگری بود." (بیانات مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره) ۱۳۷۵/۰۳/۱۴)

در ثانی آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از افراداصلی که به قول خودشان امام را به پذیرش قطعنامه قانع کردند، به این امر اعتراف کرده و بر این مدعا صحه می گذارند: "البته ما در آن دوران توانستیم امام(ره) را برای متوقف کردن جنگ قانع کنیم! به طوری که در یک جلسه با حضور پنج نفر از سران خدمت امام(ره) رفتیم و وضع را تشریح کردیم. امام سریع فهمیدند! وآن نامه عجیب و تاریخی را نوشتند و خودشان مساله را حل کردند." (در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشكی در دوران جنگ تحمیلی، 6/خرداد/1390)

پیش‌تر از آن نیز در سال 1385 دفتر آقای هاشمی رفسنجانی نامه محرمانه امام به مسئولین وقت را در مورد زوایای پذیرش قطعنامه منتشر می کند که این نیز پرده از حوادث پنهان و دست هایی که تعارف‌گر جام زهر بودند، برمی دارد. و شاید همان حوادثی که امام در پیام خود خطاب به مردم فرمودند که از ذکر آنها فعلا خودداری میکنم و به امید خدا درآینده روشن خواهد شد، در این نامه روشن شده باشد. که در ذیل متن نامه آورده می شود: (نامه امام به مسئولان در خصوص پذیرش قطع نامه، سایت آفتاب، ۷ مهر ۱۳۸۵)

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجعمین حال كه مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ می‌باشند، صریحاً اعتراف می‌كنند كه ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این كه مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح كشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند كه یك دهم سلاح‌هایی را كه استكبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند، به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه یكی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است كه بعد از شكست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده كل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسائل خنثی كننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره می‌شود.

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست می‌آوریم، قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال 71، اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیكوپتر... كه از ضرورت‌های جنگ در آن موقع است، داشته باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می‌گوید قابل ذكر است كه باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا كند، او آورده است البته امریكا را هم باید از خلیج فارس بیرون كنیم والا موفق نخواهیم بود.

این فرمانده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید كه این دیگر شعاری بیش نیست.

آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را كه در شكست‌های اخیر از دست داده‌ایم، به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا كه مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزیزان از هر كس بهتر می‌دانید كه این تصمیم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج می‌كنم، خداوندا ما برای دین تو قیام كردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می‌كنیم.

خداوندا تو خود شاهدی كه ما لحظه‌ای با امریكا و شوروی و تمام قدرت‌های جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت كردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حیله و دورویی ما غریبیم، تو خود یاریمان كن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیا و اولیا و علما تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشكیل دهند با مخالفت‌های ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌‌های زمان خود مواجه شده‌اند.

خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلاب‌مان را برای رضای تو قربانی كردیم غیر از تو هیچ‌كس را نداریم ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما، خداوند از تو می‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمایی. گفتم جلسه‌ای تشكیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید ممكن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صریحا می‌گویم باید تمام همت‌تان در توجیه این كار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عكس العمل می‌شود. شما می‌دانید كه مسئولان رده بالای نظام با چشمی خون‌‍بار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌مان چنین تصمیمی گرفته‌اند خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می‌افتد از دوست بدانید، و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

روح‌الله الموسوی الخمینی

شنبه 25 تیر67

همان‌طور که نامه خود گویای تلخ‌کامی حضرت امام از این واقعیت است، این نامه های جهت دار سران کشوری ولشکری وقت بود که یکی فهرست خرید تجهیزات نظامی را پیش روی امام گذاشته ومطالبه می کرد، دیگری سیاهه ای از آمار و ارقام وخامت اقتصاد کشور و ناتوانی از ادامه جنگ را نشان می داد، آن یکی هم زبان به شرح خالی بودن جبهه ها از نیروی انسانی گشوده بود واز زبان خود حکایت از افت انگیزه بسیج برای شرکت در جبهه ها وپیروی از فرمان ولی امر خود داشت. و از همه مهم‌تر و سوال برانگیز تر اینکه: نامه محسن رضایی به عنوان فرمانده وقت سپاه، میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر ومحمد خاتمی به عنوان مسئول تبلیغات جنگ، توسط آقای هاشمی رفسنجانی که خود را مسوول جنگ می داند به صورت یک‌جا وهمزمان به خدمت امام(ره) برده می شود تا دیگر حرفی برای گفتن نمانده و جایی برای خالی ماندن عریضه و تعلل در پذیرش قطعنامه از سوی امام باقی نماند.

از آنجا که تاریخ مدام تکرار می شود، این نام روزها و ماه هاست که تغییر می کند و حوادث تاریخ ساز و اتفاقات به وقوع پیوسته در بستر تاریخ همیشه در حال تکرارند و اصل آنها یکی است، حدود 14 سال بعد، عده ای از تبار همان‌ها که سال 67 جام زهر را به امام نوشاندند، در مجلس ششم شورای اسلامی نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته و جام زهر دیگری را به ایشان که بعد از امام، وصی بر حق خمینی کبیر بود، تعارف کردند.

بعد از این حادثه که تلخی و زهر آگین بودن آن جگر مردم ولایت‌مدار را به حدی سوزاند که هنوز هم آثار جراحت آن باقی است، ابعاد و زوایای بیشتری از توصیه های امام به امت در پیام جام زهر مکشوف شد، آنجا که فرمود: "من در بین شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد"

نامه جام زهری که صراحتا در مقابل رهبری قد علم کرد و تلویحا اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی را پهلو زده با اصول دیکتاتوری قلمداد كرد:

"امروز شورای نگهبان به عنوان بزرگترین مانع فراراه مجلس با توسل به تفسیرهایی عجیب و احتجاجاتی غریب، متأسفانه موجبات وهن و بی اعتباری شرع و قانون اساسی را فراهم ساخته است مفسران قانون اساسی چنان بی پروا به تفسیر برخی از اصول قانون اساسی می‌پردازند (به عنوان نمونه اختیارات بی حد و حصر برای رهبر) گویی همه شرع و قانون اساسی تنها یك اصل است بی تردید اگر در سال پنجاه و هشت در هنگام رفراندوم، چنین تفسیرهایی از قانون اساسی مطرح می شد، سرنوشت نظام ما چیز دیگری بود اگر مردم ومجلس و دولت و همه نهادها هیچ هستند و تمركز اصلی قدرت و منشأ همه اعمال در یك اصل است و به قول آقایان اصل یكصد و ده قانون اساسی، تنها كف اختیارات رهبری است، آیا بهتر نیست برای همیشه با صداقت و صراحت تكلیف مردم را روشن كنیم و از این همه دوگانگی‌ها، شعار دادن‌ها و افزودن صفت و قید بركلمات معناداری چون مردمسالاری و آزادی، رهایی یابیم؟ و اگر غیر از این است، كه قطعاً چنین است و روش و منش امام نیز مؤید ابطال نظریه فوق است، پس چرا نباید با این رفتارهای فروكاهنده اعتبار و شأن نظام و اعتماد عمومی جداً مقابله كرد؟" (نامه 127 نفر نمایندگان مجلس شورای اسلامی به مقام معظم رهبری، 31/ اردیبهشت/ 1381)

و در همان ابتدا تکلیف را روشن کرده و وقیحانه جام زهر را تعارف می کنند:

"اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنكه كیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی كشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بی تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود كه امام عزیز راحل روبرو شد" (نامه 127 نفر نمایندگان مجلس شورای اسلامی به مقام معظم رهبری، 31/ اردیبهشت/ 1381)

افرادی همچون بهزاد نبوی، محسن میردامادی، فاطمه حقیقت جو، جمیله کدیور، محمدرضا خاتمی و محسن آرمین، از امضا کنندگان این نامه، نام های آشنایی هستند که هشت سال بعد از آن هم یعنی در فتنه 88 در خیال باطل خود نقشه نامه "جام زهر 2" را پرورانده بودند؛ و نکته جالب توجه اینجاست که همان کسانی که سال 67 با زهر پذیرش قطعنامه، جگر امام را سوزاندند، سال 88 هم با برپایی غائله حکمیت خواهی در سر سودای رهبری داشته و به زعم باطل خود می خواستند رهبری را به عدول از اصل جمهوریت نظام وادارند، قدم ها را بیش از حدود خود فراتر نهند تا جام زهر دیگری نوشیده شود.

مبادا جام زهر دیگری در راه باشد و ما دوباره امام‌مان را تنها گذاریم...

به قول حضرت روح الله: "اگر بند بند استخوان هایمان را جداسازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله آتش بسوزانندمان، اگر زن و فرزندان وهستی مان را در جلوی دیدگان‌مان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم." (پیام جام زهر)




بیست و هشتم تیر 90

لو رفتن سخنان محفلی خاتمی

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

محافل گوناگون ضدانقلاب همچنان خاتمی را فاقد ثبات رای و غیرقابل اعتماد توصیف می كنند.

فراپرس به نقل از کیهان، این واكنش ها پس از آن منتشر شد كه سایت اپوزیسیون میهن اعلام كرد خاتمی در یك محفل خصوصی از اشتباه بودن شركت اصلاح طلبان در انتخابات از سال 84 به بعد خبر داده و تصریح كرده كه بدون برآورده شدن شروط اعلام شده، دیگر در انتخابات شركت نمی كنیم.
لو رفتن سخنان خصوصی خاتمی در عین حال به بحرانی بزرگ برای اصلاح طلبانی تبدیل شده كه همچون خود خاتمی مایلند دنده عقب بگیرند و به فضای انتخابات و سیاست برگردند.
سایت بی بی سی انگلیس در واكنش به سخنان منسوب به خاتمی گفت: موضع جدید خاتمی نوعی عقب نشینی محسوب می شود و اذعان وی به خطا بودن مشاركت در انتخابات گذشته، تاثیراتی شالوده شكن برای آن دسته از اصلاح طلبانی دارد كه تحریمی ها را مسئول اصلی همه مشكلات و نابسامانی ها از سال 84 به بعد می دانند. درستی مدعای خاتمی تا زمانی است كه وی بر سر موضع خود پایدار بماند. سابقه خاتمی نشان می دهد كه مواضع وی دستخوش نوسان بوده و در مواردی سخنان وی در جلسات خصوصی تفاوت های معناداری با مواضع علنی اتخاذ شده داشته است.
بی بی سی با اشاره به ادعای اصلاح طلبان مبنی بر اینكه راه میانه ای در انتخابات وجود ندارد، می نویسد: این تاكید بر عدم اتخاذ راه میانه، واكنش اصولگرایان را در پی دارد، زیرا آنها نیز تصدیق می كنند راه میانه ای وجود ندارد و كسانی كه بحث تقلب را در انتخابات 88 پیش كشیدند، حق حضور در انتخابات را ندارند. در چنین موقعیتی احتمال تحقق شروط، بسیار ناچیز است؛ بنابراین اكثر طیف های شناخته شده اصلاح طلبان ناگزیر از امتناع از شركت در انتخابات می شوند. این وضعیت آنها را در بن بستی استراتژیك قرار می دهد؛ بن بستی كه به نوعی سران جنبش سبز نیز دچار آن هستند.
نویسنده تحلیل بی بی سی اضافه كرد: مرزبندی با ساختارشكنی و در عین حال دوری از شركت در انتخابات ناگزیر آنها را به سمت سیاست صبر و انتظار می كشاند و ابتكار عمل در عرصه سیاسی را از آنها می ستاند. این نقطه چالشی در درون پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان را پدید می آورد؛ زیرا بر مبنای آموزه های قبلا تبلیغ شده در شرایطی كه برنامه جایگزینی وجود ندارد، منفعت شركت در انتخابات و كسب كرسی هایی هرچند حداقل بر مضراتش برتری دارد و منجر به افزایش روزنه تنفس برای جامعه مدنی می گردد. از نگاه منتقدان، این مساله پاشنه آشیل اصلاح طلبان پارلمانتاریست است و این قابلیت را دارد تا آنها را به عدول از شروطشان و شركت در انتخابات سوق دهد. در عین حال ممكن است این انتخابات مقدمه تغییر موضع بخشی از اصلاح طلبان دولت محور به ساختارشكنی و پیوستن «تحریمی ها» گردد.
همزمان با بی بی سی، رادیو فردا از قول یك همكار سایت میهن گزارش داد: فایل صوتی سخنان خاتمی در جلسه خصوصی موجود است... تمام تلاش ها برای تحقق شرایط خاتمی به بن بست رسیده و الان وقت آن است كه این بن بست رسما اعلام شود.
اما رسانه های دیگر ضدانقلاب نیز نسبت به بی ثباتی مواضع خاتمی هشدار داده اند. بالاترین نوشت: آقای خاتمی می گوید «ما از سال 84 نباید در انتخابات شركت می كردیم. نمی توانیم آتش تنوری بشویم كه نانش برای كس دیگری پخته می شود. دلمان از حصر آقایان موسوی و كروبی خون است. خون ها ریخته شد. زندانها پر شد. این بار اگر شرایط فراهم نشد حتما در انتخابات شركت نمی كنیم.» یعنی مطمئن باشیم دو روز دیگه پس نمی گیره و نمی گه همگی بریم دست بوس رهبر حاكمیت و معذرت خواهی؟ دوستانی كه الان برای خاتمی و ابراز تاسفش از شركت در انتخابات 84 و اعلام عدم شركت در انتخاباتش هورا می كشند، لطفا توضیح بدن كه این حرفا با حرفای مجتبی واحدی چه فرقی داشت كه نزدیك بود بنده خدا رو لختش كنند؟
مجتبی واحدی مشاور كلاهبردار و فراری كروبی اخیرا در مصاحبه با بالاترین اعلام كرد كه حاضر است با همه گروههای مخالف به استثنای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برای مبارزه با جمهوری اسلامی همكاری كند و پرسش این است كه خاتمی و طیف متبوع وی در روند خیانت به ملت و كشور و همكاری با جریان های ضدانقلاب تا كجا پیش خواهند رفت؟ دست بوسی رسمی شاه سعودی و رئیس رژیم صهیونیستی، نظیر كاری كه زمانی سركرده منافقین و سلطنت طلب ها و چپ های پشیمان انجام دادند؟!
همزمان با اوج گرفتن تردیدها نسبت به بی صداقتی خاتمی، سایت خودنویس نیز در تحلیلی نوشت: پس از انتشار حرف های خاتمی كه در محیطی دربسته گفته بود شركت در انتخابات از سال 84 بیهوده بود و اگر شروط سه گانه برای برگزاری انتخابات فراهم نشود «حتما» نباید در انتخابات شركت كرد، با اندكی سردرگمی تعدادی از دوستان روزنامه نگار اصلاح طلب روبرو بوده ام. بسیاری از دوستان كه عادت كرده بودند این سالها ساعت هایشان را با زمان خاتمی كوك و تنظیم كنند، این دو روز گذشته دچار مشكلی بزرگ شده اند. اگر سكوت ویژه یكی دو رسانه را در مقابل این خبر ببینید برایتان حتما این سؤال پیش می آید كه چگونه مهمترین گفته های خاتمی در طول سالهای بعد از ریاست جمهوری اش را ندیده اند؟ برخی ممكن است فكر كنند كه دلیل، عدم اعتماد به منبع بوده است. اما برخی كه «این كاره» هستند می دانند كه الان در میان دوستان اصلاح طلب، فضا اندكی بحرانی است و تلاش برای «انكار» نوعی واكنش روانی در جهت كاهش ضربه وارده است.
نویسنده این پایگاه اینترنتی (نیك آهنگ كوثر) ادامه می دهد: اتفاق مهم انتشار سخنان خاتمی به شكلی «ادیت» نشده است. دوستان می گویند خاتمی در جمع های غیرعمومی، حرف هایی می زند كه برای شنونده اندكی جدید است (خودم تجربه اش را دارم!) اما انتشار خارج از قاعده حرف های اخیرش شوكی را به طرفداران وارد كرده كه اكنون مانده اند در قبال انتخابات و نظام چه كنند؟ وقتی شما روزنامه نگار جانبدار باشید، نقاط تاریك و تیره را ماله كشی می كنید.
خودنویس همچنین نوشت: این همه به مخالفان شركت در انتخابات بدون گرفتن امتیاز از حاكمیت در طول سالیان گذشته از سوی گروهی از روزنامه نگاران اصلاح طلب حمله شده، بسیاری رسما ترور شخصیت شده اند و... حالا تكلیف چیست؟ آیا روزنامه نگاران اصلاح طلبی كه نقش خط حمله را بازی كرده اند باید به خاطر تفسیر متفاوت شان با آنچه خاتمی گفته عذرخواهی كنند؟




بیست و هشتم تیر 90

اصلاح طلبان به دنبال برائت های شب انتخاباتی

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

سیاسیون از نسخه جدید اصلاح طلبان برای درمان پیکر بیمار گونه خود پرده برداری کردند و اظهار داشتند: اصلاح طلبان، با پروژه اعلام برائت های شب انتخاباتی از طریق انداختن توپ به زمین یکدیگر، نسخه پیچی علیه هم و با نقد زوایای گذشته و...

فراپرس:سیاسیون از نسخه جدید اصلاح طلبان برای درمان پیکر بیمار گونه خود پرده برداری کردند و اظهار داشتند: اصلاح طلبان، با پروژه اعلام برائت های شب انتخاباتی از طریق انداختن توپ به زمین یکدیگر، نسخه پیچی علیه هم و با نقد زوایای گذشته و متهم کردن بدنه ای از خود به دنبال راهی برای ورود به رقابت های انتخاباتی هستند اما بدانند که تنها با این حربه چهره غبار آلود آنان تطهیر نخواهد شد بلکه رسوائی بیشتر آنان در میان مردم را در پی خواهد داشت.

پروژه تجدید حیات اصلاح طلبان برای بازگشت به نظام

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی به پروژه تجدید حیات اصلاح طلبان برای بازگشت به نظام اشاره کرد و با بیان اینکه اصلاح طلبان با متهم کردن بدنه هایی از خود و انداختن فتنه انگیزی بر گردن یکدیگر در صدد تطهیر خود هستند، افزود: با توجه به شناخت مردم و نقاب افکنی از چهره های اصلاح طلب حربه ی جدید آنها نیز به بن بست خواهد رسید.
حجت الاسلام حسن ذاکری در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با تأکید بر اینکه برخی چهره های دانه درشت اصلاح طلب برای همیشه از نظام سیاسی کشور حذف شده اند، اظهار داشت: سناریوی جدید اصلاح طلبان با طرح متهم کردن و نقد زوایای گذشته یکدیگر بی نتیجه است چرا که اینگونه بازیهای سیاسی تأثیری در تطهیر کردن چهره ی آنان نخواهد داشت.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: اصلاح طلبان با ضربه زدن به پیکره ی سیاسی یکدیگر توان حضور در جامعه را نخواهد داشت و تنها شرط حضور آنان در نظام مشخص کردن مرزبندی آنان از فتنه گران می باشد.
ذاکری با اشاره به تلاش مردودشدگان برای بازگشت مجدد به عرصه سیاسی افزود: اصلاح طلبان با متهم کردن بدنه هایی از خود و مقیم کردن خود به طیف های گوناگون و نیز انداختن فتنه انگیزی برگردن یکدیگر نمی توانند خود را تطهیر نمایند و به عرصه ی نظام باز گردند.
وی به فتنه گران و اصلاح طلبان پیشنهاد کرد تا راه امام (ره) و وفاداری به نظام و آرمانهای رهبر انقلاب را در پیش گیرند تا شاید مورد قبول مردم واقع شوند.

پروژه حبابی اعلام برائت ها برای اصلاح طلبان مقبولیت نمی آورد

عضو جمعیت ایثارگران انقلاب نیز در ادامه با اشاره به پروژه جدید اصلاح طلبان برای بازگشت به فضای سیاسی کشور گفت: اصلاح طلبان با متهم کردن یکدیگر در تلاش اند تا خود را پاک جلوه دهند و با مقصر خواندن همدیگر در مسائل فتنه اذعان به بی گناهی کنند.
مجتبی شاکری عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینکه اصلاح طلبان در پروژه جدید خود در تلاش اند با مرزبندی کردن بین یکدیگر و عاری از گناه جلوه دادن، خودشان را از فتنه انگیزی های دو سال گذشته جدا کنند گفت: این حرکت اصلاح طلبان توهین به شخصیت و بصیرت مردم است.
وی با اشاره به اینکه به نقش کلیدی و پر رنگ برخی از اصلاح طلبان در فتنه 88 و شریک بودن آنها در ظلم بزرگی که به نظام صورت گرفت، افزود: مردم نظرشان را در مورد فتنه گران اصلاح طلب شفاف بیان کرده‌اند و این حق طبیعی مردم است که حالت انزجار نسبت به این طیف گناهکار داشته باشند.
شاکری خاطر نشان کرد: آنهایی که سعی در مقصر جلوه دادن دیگران می‌کنند باید با اعلام برائت صادقانه در مورد جلسات پنهانی خود با سفارت انگلیس و اعداد و ارقامی که از آمریکایی‌ها گرفته‌اند شفاف سازی کرده و به مردم ایران توضیح دهند.
عضو جمعیت ایثارگران با بیان اینکه پروژه جدید اتهام زنی به یکدیگر اصلاح طلبان برای آنها بی‌تاثیر است ادامه داد: تنها راه بازگشت اصلاح طلبان اقرار به اشتباه صادقانه است و در آن صورت باز این مردم هستند که باید در مورد برگشت آنان تصمیم گیری کنند.
شاکری د ر پایان یادآور شد: اصلاح‌طلبان با اینگونه حرکت‌ها و پروژ‌ه‌های حبابی نمی‌توانند مقبولیت بدست آورند چرا که ملاک تصمیم گیری مردم عمل افراد است و کارنامه سیاه اصلاح طلبان با هیچ آبی پاک نخواهد شد.

اعلام برائت شب انتخاباتی اصلاح طلبان

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به پروژه جدید اصلاح طلبان برای جراحی خود در روز‌های نزدیک به انتخابات تصریح کرد: اصلاح طلبان با نسخه پیچی علیه یکدیگر به دنبال درمان پیکره‌بیمار خود هستند تا با اعلام برائت‌های شب انتخاباتی راه بازگشت خویش به نظام را فراهم کنند.
مصطفی میریان د رگفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران اظهارات اصلاح طلبان و نقد آنها علیه یکدیگر اشاره کرد و بابیان این مطلب به شکاف میان اصلاح طلبان علنی شده است افزود: اصلاح طلبان با نقد یکدیگر و انداختن توپ به زمین رقیب درتوهمات خود دچار شکاف شده‌اند به گونه‌ای که درفرصت باقی مانده تا انتخابات به دنبال اعلام برائت برای بازگشت به نظام می‌باشند.
وی همچنین اظهار داشت: اصلاح طلبان با عمل بر ضد یکدیگر به دنبال نسخه‌ای جدید برای درمان پیکر بیمار گونه خود هستند و با توپ اندازی در زمین یکدیگر تنها خود را در برابر مردم رسوا خواهند کرد.
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندیسن اقدامات نسبت انتخاباتی اصلاح طلبان را موجب بیداری مردم دانست و افزود: دستگاه‌های اجرایی و شورای نگهبان باید با فیلترهای سخت از حضور احزاب همچون باد به داخل نظام جلوگیری کنند.




بیست و هشتم تیر 90

از بازی دوسرباخت خاتمی تا رپرتاژ تبلیغی برای هاشمی

بیست و هشتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

محافل ضد انقلاب خاتمی راغیرقابل اعتماد می‌دانند و محمد هاشمی در مصاحبه‌ای یك رپرتاژ تبلیغاتی را برای هاشمی رفسنجانی تهیه كرده و انقلاب بی هاشمی را امری محال دانسته و گفته است: «انقلاب بی هاشمی رویای محال است، مردم هاشمی را با انقلاب می شناسند.»

 

 

به گزارش جرس ، روزنامه كیهان در ستون اخبار ویژه امروز سه‌شنبه خود نوشت:

*لو رفتن سخنان محفلی و بازی دو سرباخت خاتمی

محافل گوناگون ضدانقلاب همچنان خاتمی را فاقد ثبات رای و غیرقابل اعتماد توصیف می كنند.

این واكنش ها پس از آن منتشر شد كه سایت اپوزیسیون میهن اعلام كرد خاتمی در یك محفل خصوصی از اشتباه بودن شركت اصلاح طلبان در انتخابات از سال 84 به بعد خبر داده و تصریح كرده كه بدون برآورده شدن شروط اعلام شده، دیگر در انتخابات شركت نمی كنیم.

لو رفتن سخنان خصوصی خاتمی در عین حال به بحرانی بزرگ برای اصلاح طلبانی تبدیل شده كه همچون خود خاتمی مایلند دنده عقب بگیرند و به فضای انتخابات و سیاست برگردند.

سایت بی بی سی انگلیس در واكنش به سخنان منسوب به خاتمی گفت: موضع جدید خاتمی نوعی عقب نشینی محسوب می شود و اذعان وی به خطا بودن مشاركت در انتخابات گذشته، تاثیراتی شالوده شكن برای آن دسته از اصلاح طلبانی دارد كه تحریمی ها را مسئول اصلی همه مشكلات و نابسامانی ها از سال 84 به بعد می دانند. درستی مدعای خاتمی تا زمانی است كه وی بر سر موضع خود پایدار بماند. سابقه خاتمی نشان می دهد كه مواضع وی دستخوش نوسان بوده و در مواردی سخنان وی در جلسات خصوصی تفاوت های معناداری با مواضع علنی اتخاذ شده داشته است.

بی بی سی با اشاره به ادعای اصلاح طلبان مبنی بر اینكه راه میانه ای در انتخابات وجود ندارد، می نویسد: این تاكید بر عدم اتخاذ راه میانه، واكنش اصولگرایان را در پی دارد، زیرا آنها نیز تصدیق می كنند راه میانه ای وجود ندارد و كسانی كه بحث تقلب را در انتخابات 88 پیش كشیدند، حق حضور در انتخابات را ندارند. در چنین موقعیتی احتمال تحقق شروط، بسیار ناچیز است؛ بنابراین اكثر طیف های شناخته شده اصلاح طلبان ناگزیر از امتناع از شركت در انتخابات می شوند. این وضعیت آنها را در بن بستی استراتژیك قرار می دهد؛ بن بستی كه به نوعی سران جنبش سبز نیز دچار آن هستند.

نویسنده تحلیل بی بی سی اضافه كرد: مرزبندی با ساختارشكنی و در عین حال دوری از شركت در انتخابات ناگزیر آنها را به سمت سیاست صبر و انتظار می كشاند و ابتكار عمل در عرصه سیاسی را از آنها می ستاند. این نقطه چالشی در درون پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان را پدید می آورد؛ زیرا بر مبنای آموزه های قبلا تبلیغ شده در شرایطی كه برنامه جایگزینی وجود ندارد، منفعت شركت در انتخابات و كسب كرسی هایی هرچند حداقل بر مضراتش برتری دارد و منجر به افزایش روزنه تنفس برای جامعه مدنی می گردد. از نگاه منتقدان، این مساله پاشنه آشیل اصلاح طلبان پارلمانتاریست است و این قابلیت را دارد تا آنها را به عدول از شروطشان و شركت در انتخابات سوق دهد. در عین حال ممكن است این انتخابات مقدمه تغییر موضع بخشی از اصلاح طلبان دولت محور به ساختارشكنی و پیوستن «تحریمی ها» گردد.

همزمان با بی بی سی، رادیو فردا از قول یك همكار سایت میهن گزارش داد: فایل صوتی سخنان خاتمی در جلسه خصوصی موجود است... تمام تلاش ها برای تحقق شرایط خاتمی به بن بست رسیده و الان وقت آن است كه این بن بست رسما اعلام شود.

اما رسانه های دیگر ضدانقلاب نیز نسبت به بی ثباتی مواضع خاتمی هشدار داده اند. بالاترین نوشت: آقای خاتمی می گوید «ما از سال 84 نباید در انتخابات شركت می كردیم. نمی توانیم آتش تنوری بشویم كه نانش برای كس دیگری پخته می شود. دلمان از حصر آقایان موسوی و كروبی خون است. خون ها ریخته شد. زندانها پر شد. این بار اگر شرایط فراهم نشد حتما در انتخابات شركت نمی كنیم.» یعنی مطمئن باشیم دو روز دیگه پس نمی گیره و نمی گه همگی بریم دست بوس رهبر حاكمیت و معذرت خواهی؟ دوستانی كه الان برای خاتمی و ابراز تاسفش از شركت در انتخابات 84 و اعلام عدم شركت در انتخاباتش هورا می كشند، لطفا توضیح بدن كه این حرفا با حرفای مجتبی واحدی چه فرقی داشت كه نزدیك بود بنده خدا رو لختش كنند؟

مجتبی واحدی مشاور كلاهبردار و فراری كروبی اخیرا در مصاحبه با بالاترین اعلام كرد كه حاضر است با همه گروههای مخالف به استثنای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برای مبارزه با جمهوری اسلامی همكاری كند و پرسش این است كه خاتمی و طیف متبوع وی در روند خیانت به ملت و كشور و همكاری با جریان های ضدانقلاب تا كجا پیش خواهند رفت؟ دست بوسی رسمی شاه سعودی و رئیس رژیم صهیونیستی، نظیر كاری كه زمانی سركرده منافقین و سلطنت طلب ها و چپ های پشیمان انجام دادند؟!

همزمان با اوج گرفتن تردیدها نسبت به بی صداقتی خاتمی، سایت خودنویس نیز در تحلیلی نوشت: پس از انتشار حرف های خاتمی كه در محیطی دربسته گفته بود شركت در انتخابات از سال 84 بیهوده بود و اگر شروط سه گانه برای برگزاری انتخابات فراهم نشود «حتما» نباید در انتخابات شركت كرد، با اندكی سردرگمی تعدادی از دوستان روزنامه نگار اصلاح طلب روبرو بوده ام. بسیاری از دوستان كه عادت كرده بودند این سالها ساعت هایشان را با زمان خاتمی كوك و تنظیم كنند، این دو روز گذشته دچار مشكلی بزرگ شده اند. اگر سكوت ویژه یكی دو رسانه را در مقابل این خبر ببینید برایتان حتما این سؤال پیش می آید كه چگونه مهمترین گفته های خاتمی در طول سالهای بعد از ریاست جمهوری اش را ندیده اند؟ برخی ممكن است فكر كنند كه دلیل، عدم اعتماد به منبع بوده است. اما برخی كه «این كاره» هستند می دانند كه الان در میان دوستان اصلاح طلب، فضا اندكی بحرانی است و تلاش برای «انكار» نوعی واكنش روانی در جهت كاهش ضربه وارده است.

نویسنده این پایگاه اینترنتی (نیك آهنگ كوثر) ادامه می دهد: اتفاق مهم انتشار سخنان خاتمی به شكلی «ادیت» نشده است. دوستان می گویند خاتمی در جمع های غیرعمومی، حرف هایی می زند كه برای شنونده اندكی جدید است (خودم تجربه اش را دارم!) اما انتشار خارج از قاعده حرف های اخیرش شوكی را به طرفداران وارد كرده كه اكنون مانده اند در قبال انتخابات و نظام چه كنند؟ وقتی شما روزنامه نگار جانبدار باشید، نقاط تاریك و تیره را ماله كشی می كنید.

خودنویس همچنین نوشت: این همه به مخالفان شركت در انتخابات بدون گرفتن امتیاز از حاكمیت در طول سالیان گذشته از سوی گروهی از روزنامه نگاران اصلاح طلب حمله شده، بسیاری رسما ترور شخصیت شده اند و... حالا تكلیف چیست؟ آیا روزنامه نگاران اصلاح طلبی كه نقش خط حمله را بازی كرده اند باید به خاطر تفسیر متفاوت شان با آنچه خاتمی گفته عذرخواهی كنند؟


*دستبرد به پنتاگون لج ژنرال ها را درآورد!

معاون وزیر دفاع آمریكا اصلی ترین دلیل اعلام راهبرد جدید سایبری این كشور را سرقت هزاران سند سری پنتاگون توسط هكرهای ناشناس اعلام كرد.

ویلیام لین كه در دانشگاه دفاع ملی آمریكا سخن می گفت اعلام كرد: یكی از دستگاه های اطلاعاتی خارجی حدود بیست و چهار هزار پوشه اینترنتی مربوط به فناوری هایی از قبیل اطلاعات مربوط به تانك ها، هواپیماها و زیردریایی های آمریكا را به سرقت برده است.

وی اضافه كرد: از سال ها قبل، هكرها در تلاش بوده اند شبكه رایانه های دولتی آمریكا را مختل كنند. حمله اخیر سایبری به پایگاه اینترنتی سازمان اطلاعات مركزی آمریكا، سیا و پایگاه اینترنتی سنای آمریكا و پایگاه شركت نظامی لاكهید مارتین و شركت بوز، آلن همیلتون از جمله این اقدامات است.

منتقدان راهبرد جدید پنتاگون برای مقابله با حملات سایبری می گویند این راهبرد آنقدر قدرت ندارد كه بتواند مانع از حملات سایبری آتی شود و در عین حال مقرراتی در آن گنجانده شده است كه می تواند فعالیت سایبری كشور را عملا فلج كند.

در این راهبرد تاكید شده است كه پنتاگون، فضای سایبری را یك منطقه جنگی می داند.

برخی تحلیلگران عقیده دارند آمریكا سعی كرد موجی از حملات سایبری علیه ایران را با طراحی ویروس استاكس نت و همچنین ارسال سرویس های اینترنتی خاص با هدف حمایت از فتنه گران راه اندازی كند اما اكنون این حملات به خود آمریكا بازگشته و زیرساخت های حیاتی این كشور كه عموما آنلاین هستند در معرض تهاجم جدی قرار گرفته اند.

دولت آمریكا هم اخیرا یك راهبرد سایبری منتشر كرده بود كه از ارتش خواسته شده بود خود را برای پاسخ به حملات سایبری آماده كند.
مردم خاورمیانه: اوباما از بوش هم روسیاه تر است

نظرسنجی ها در كشورهای اسلامی منطقه نشان می دهد مردم از اوباما بیش از جرج بوش متنفر هستند.

گزارشگر شبكه الجزیره در واشنگتن در این زمینه می گوید: «سرآغاز پایان نفوذ آمریكا در منطقه فرا رسیده است. نظرسنجی در مغرب، مصر، لبنان، اردن، عربستان و امارات نشان می دهد، ناكامی آمریكا در روند صلح خاورمیانه اصلی ترین علت سرخوردگی شهروندان عرب از دولت باراك اوباما است».

جیمز زاگبی رئیس بنیاد عربی آمریكا در این باره به الجزیره گفت: «پیش از مواضع ضعیف كاخ سفید در برابر انقلاب های عربی كه گاهی مخالف حق عرب ها برای آزادی و منزلت انسانی بود، دولت اوباما مواضع منفی دیگری هم درباره شهرك سازی و صلح در خاورمیانه اتخاذ كرده بود. همه این مسائل باعث از بین رفتن امیدواری های شهروندان عرب به باراك اوباما شد كه زمانی عرب ها تصور می كردند به آنها بسیار نزدیك است».

این در حالی است كه اوباما امیدوار بود بتواند خرابكاری های ناشی از سیاست های بوش در منطقه را جبران كند.

*نیروی دریایی ارتش آمریكا در حال فروپاشی است

میزان آمادگی نیروی دریایی آمریكا روز به روز كاهش یافته، با كمبود بودجه مواجه بوده و این نیرو در حال فروپاشی است.

پایگاه اینترنتی استراتژی پیج در گزارشی اعلام كرد: «نیروی دریایی ارتش آمریكا با مشكلات جدی در نگهداری از رزم ناوها و همچنین آموزش پرسنل خود روبرو است. سه سال پیش بود كه نیروی دریایی ارتش آمریكا متوجه شد میزان آمادگی رزم ناوهای این كشور به میزان هشدار دهنده ای كاهش یافته است و ناكارآمدی هشت درصد كشتی ها نیز پس از بازرسی محرز شد.

از آن زمان تاكنون شرایط وخیم تر شده است و اكنون 24 درصد كشتی های جنگی قادر نیستند در مرحله بازرسی تایید بگیرند. هم اكنون 40 درصد از كشتی های فعال نیروی دریایی ارتش آمریكا در یكی از سامانه هایشان دچار نقص عمده هستند. نیمی از بالگردهای نظامی و جنگنده های نیروی دریایی این كشور نیز بازدهی كامل را ندارند. این مسئله دریاسالارها و سایر فرماندهان نیروی دریایی ارتش آمریكا را واداشت تا برای بررسی علت مشكل تشكیل جلسه دهند. بزودی مشخص شد كه ابعاد مشكل وسیع تر از آن چیزی است كه تصور می شد. میزان خدمه رزم ناوها رو به كاهش است و نیروی دریایی آمریكا نتوانسته است نیازهایش در زمینه تعمیرات و نگهداری را با شرایط تازه وفق دهد. البته این روند اكنون بیش از یك قرن است كه ادامه دارد.»

به نوشته این پایگاه در حالی كه ارتش آمریكا می كوشد با كاهش نیروی انسانی در كشتی های جنگی، هزینه های خود را پایین بیاورد، این موضوع موفق نبوده است چرا كه كاهش نیروی انسانی باید با تجهیزات پیشرفته و البته پرهزینه جبران شود.
به نوشته این پایگاه مطالعات نظامی، «مشكل اینجا است كه تجهیزات خودكار ساخته شده، اغلب پاسخگوی نیازهای نظامی نیست. این مشكل دقیقاً زمانی بروز كرده است كه نیروی دریایی ارتش آمریكا با كسری بودجه روبرو است و نمی تواند هزینه لازم را برای افزایش سازگاری تجهیزات خودكار با شرایط جنگی بپردازد. از سوی دیگر، ساعات آموزش نحوه استفاده از دستگاه های خودكار به ملوانان نیز كاهش یافته است. نیروی دریایی ارتش آمریكا هم اكنون برای پرداخت هزینه سالانه نگهداری و مرمت كشتی و هواپیماها، پانصد میلیون دلار كسری بودجه دارد. بخش زیادی از بودجه نیروی دریایی نیز صرف ساخت كشتی های جدید برای جایگزینی كشتی های متعلق به دوران جنگ سرد می شود.»
مشكلات بودجه ای اخیراً فشارهای سنگینی به ارتش آمریكا وارد كرده به گونه ای كه این كشور تصمیم به خروج كلاهك های هسته ای خود از اروپا هم گرفته است.

*چه كسی حق گله دارد؟!

در حالی كه تنها دو سال از آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران می گذرد برادر وی و مسئول سیاسی حزب كارگزاران به تحریف تاریخ پرداخت و گفت: بستر را اینگونه فراهم كردند كه آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر در نماز جمعه شركت نكند!

محمد هاشمی گفت: حالا اگر بستر را اینگونه بسازیم كه یك عده از به اصطلاح تشكل ها یا جریان های سازمان یافته بیایند و آنجور علیه آقای هاشمی شعار بدهند یا مثلا توهین كنند هم به ساحت نماز جمعه توهین شده و هم به شخص آقای هاشمی.

تحلیل وارونه برادر هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه وی در حالی است كه عده ای از عناصر خیابانی فتنه در هنگام برگزاری نماز جمعه با كفش و به صورت مختلط به اقامه نماز پرداختند! و در حالی كه نمازگزاران مشغول نماز بودند آنها با سنگ پرانی مشغول حفظ قداست نماز جمعه بودند! بنا به ادعای برادر هاشمی رفسنجانی آخرین نماز جمعه هاشمی در حالی برگزار شد كه وی برخلاف جریان نظام و انقلاب در خطبه های نماز جمعه به تحلیلی وارونه از نتیجه انتخابات پرداخت كه باعث شادمانی نیروهای ضدانقلاب و رسانه های بیگانه شد. وی در این خطبه ها حتی اغتشاشات خیابانی را هم محكوم نكرد.

محمد هاشمی در ادامه این مصاحبه كه با خبرگزاری ایلنا انجام داده است یك رپرتاژ تبلیغاتی را برای هاشمی رفسنجانی تهیه كرده و انقلاب بی هاشمی را امری محال دانسته و گفته است: «انقلاب بی هاشمی رویای محال است، مردم هاشمی را با انقلاب می شناسند.»
این در حالی است كه در سالیان گذشته مردم از رای دادن به آقای هاشمی رفسنجانی خودداری ورزیده و به كسانی هم كه از جانب ایشان مورد حمایت قرار گرفته بودند رای نداده اند.




بیست و هفتم تیر 90

بی بی سی خبر اعتصاب کارکنان خود را سانسور کرد!

بیست و هفتم تیر 90

نوع مطلب :
نویسنده :

بی بی سی خبر اعتصاب کارکنان خود را سانسور کرد! بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی که سابقه‌ای بیش از نیم قرن در همراهی با سیاست‌های مداخله‌جویانه و استعمارگرانه لندن در کشورمان دارد، در حالی که رسانه‌های مختلف در اقصی نقاط جهان اقدام به انعکاس اخبار مربوط به اعتصاب کارکنان آن کرده‌اند، طی مطالب مندرج در سایت فارسی خود، حتی از انعکاس کمترین خبری در این ارتباط خودداری کرده است.

سکوت خبری رسانه استعمار پیر در مورد موضوع اعتصاب کارکنانش در حالی صورت می‌گیرد که در اخبار منتشر شده از سوی آن در دوران فتنه 88، بیشترین تلاش برای سانسورگر و غیرقابل اطمینان نشان دادن رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته بود.
نکته جالب آنکه همزمان با این سانسور آشکار و سکوت سوال‌برانگیز بی‎بی‎سی، اخباری همچون به مرخصی آمدن تعدادی از فعالان فتنه 88 که به حکم دادگاه در حال گذراندن دوران زندان خود هستند، تحت پوشش خبری این رسانه استعمار پیر قرار گرفته و از آنها با عنوان فعال اجتماعی و زندانی سیاسی یاد شده است!
این در حالی است که وابستگی بعضی از این عناصر به خارج از کشور، ارتباط آنها با رسانه‌های ضدانقلاب و هماهنگی با شبکه‌های خبری استعمار مانند بی‌بی‌سی اثبات شده است. علاوه بر این زندانی شدن این افراد به حکم دادگاه و اقدام علیه امنیت ملی بوده است.




  • کل صفحات: 244
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...